سیگار (اندیشه فولادوند)
خميازههای کشدار، سيگار پشت سیگارشب گوشهای به ناچار، سيگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب، جان کندنش غريزیست
لعنت به اين خودآزار، سيگار پشت سیگار
پای چپ جهان را، با ارهای بريدن
چپ پاچههای شلوار، سيگار پشت سیگار
در انجماد يک تخت، این لاشه منفجر شد
پاشیده شد به دیوار، سيگار پشت سیگار
بر سنگفرش کوچه، خوابیده بیسرانجام
این مرده کفن خوار، سيگار پشت سیگار
صد صندلی در این ختم، بیسرنشین کبودند
مردی تکيده بیزار، سيگار پشت سیگار
تصعید لاله گوش، با جيغهای رنگیشک و شروع انکار، سيگار پشت سیگار
مردم از اين رهایی، در کوچههای بنبست
انگارها نه انگار، سيگار پشت سیگار
این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند
بدرود دست و گيتار، سيگار پشت سیگار
ماسیده شد تماشا، بر میله میله پولاد
در يک تنور نمدار، سيگار پشت سیگار
صد لنز بیترحم، در چشم شهر جوشید
وین شاعران بیکار، سيگار پشت سیگار
در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست
مردی به حال اقرار، سيگار پشت سیگاراسطورههای خاین، در لابلای تاریخ
خوابند عين کفتار، سيگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار
کوبيدمش به ديوار، سيگار پشت سیگار
مبهوت رد دودم، این شکوهها قديميست
تسليم اصل تکرار، سيگار پشت سیگار
کانسرو شعر سیگار، تاریخ انقضاء خورد
سه، یک، مميز چهار، سيگار پشت سیگار
ته ماندههای سیگار، در استکانی از چای
هاجند و واج انگار، سيگار پشت سیگار
خودکار من قدیمیست، گاهی نمینويسد
یک مارک بیخریدار، سيگار پشت سیگار
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ توسط محمدرضا
|